دانش فنی

مديريت، بر خلاف اسم خيلی ساده اش، باطن خيلی پيچيده اي داره. بر خلاف تصور عمومی که دانش فنی باعث ميشه "مدير" خوبی هم باشه، معمولا اوناييکه مدير خيلی خوبی هستن در قسمت های فنی خيلی خوب نيستن! اين به معنی اين نيست که مديران خوب نميدونن چه ميکنن. بلکه به اين معنی است که اکثر مدير های رده بالا، خيلی وقتشونو پای مسائل فنی نميذارن و بيشتر به جنبه گسترش و کنترل کار ها ميپردازن
.
بعنوان مثال در يک پروژه بزرگ تقاطع غير هم سطح، که چندين و چند مدير پروژه در سطوح و زمينه های مختلف (طراحی کلی، طراحی دقيق، مهندسی ترافيک، کشيدن نقشه ها، گرفتن مجوز ها، نظارت ساخت،...) بايد نتايج کاری مجموعه زير دستشون را با بقيه واحد ها هماهنگ کنن، مدير اصلی پروژه که هدايت تمام اين واحد ها رو بعهده داره ديگه خودشو نميتونه خيلی در گير مسائل فنی بکنه. اون تمام تلاش و کوششو ميذاره که کارها سر موقع و در حدود بودجه تصويب شده پيش بره. از اون طرف، بايد مطمئن باشه که هر واحدی کارشو درست انام ميده، که بقيه کارهايی که بعدا و بر اون اساس انجام بشه هم مشکلی نداشته باشن
بعنوان مثال در يک پروژه بزرگ تقاطع غير هم سطح، که چندين و چند مدير پروژه در سطوح و زمينه های مختلف (طراحی کلی، طراحی دقيق، مهندسی ترافيک، کشيدن نقشه ها، گرفتن مجوز ها، نظارت ساخت،...) بايد نتايج کاری مجموعه زير دستشون را با بقيه واحد ها هماهنگ کنن، مدير اصلی پروژه که هدايت تمام اين واحد ها رو بعهده داره ديگه خودشو نميتونه خيلی در گير مسائل فنی بکنه. اون تمام تلاش و کوششو ميذاره که کارها سر موقع و در حدود بودجه تصويب شده پيش بره. از اون طرف، بايد مطمئن باشه که هر واحدی کارشو درست انام ميده، که بقيه کارهايی که بعدا و بر اون اساس انجام بشه هم مشکلی نداشته باشن
.
چيزی که به تجربه فهميدم اينه که درسته دانش فنی در يک زمينه خاص خيلی کمک ميکنه، ولی خيلی بهتره که کسايی که ميخوان برن تو کار مديريت و نظارت، از هر زمينه اي اطلاعات نسبی داشته باشن، تا فقط در چند زمينه اختصاصی اطلاعات پيشرفته و دقيق. اينجوری، ميتونن تو هر پروژه اي کار کنن و محدود نميشن به همون زمينه تخصصی خودشون
چيزی که به تجربه فهميدم اينه که درسته دانش فنی در يک زمينه خاص خيلی کمک ميکنه، ولی خيلی بهتره که کسايی که ميخوان برن تو کار مديريت و نظارت، از هر زمينه اي اطلاعات نسبی داشته باشن، تا فقط در چند زمينه اختصاصی اطلاعات پيشرفته و دقيق. اينجوری، ميتونن تو هر پروژه اي کار کنن و محدود نميشن به همون زمينه تخصصی خودشون
.
در کل به اين نتيجه رسيدم که دانش فنی، فقط يک قسمت، اونم قسمت نسبتا کم اهميت يک فرايند ديريتی موفق رو تشکيل ميده. مديريت موفق شام شبکه پيچيده اي از نظم، روابط، کاريزماتيسم شخصی و ميزان تاثير گذاری روی بقيه است. همچنين، يک مدير خوب بايد نقش هماهمنگ کننده رو در تيمی بازی کنه که خودش ساخته. نتيجتا، يک مدير موفق، اول بايد بتونه در هر زمينه خاص، تيم متخصص که کاربلد باشن رو بتونه سر هم کنه، ازشون کار بگيره، و با بالانس کردن نيروهی تخصصی بهترين نتيجه فنی برسه.
در کل به اين نتيجه رسيدم که دانش فنی، فقط يک قسمت، اونم قسمت نسبتا کم اهميت يک فرايند ديريتی موفق رو تشکيل ميده. مديريت موفق شام شبکه پيچيده اي از نظم، روابط، کاريزماتيسم شخصی و ميزان تاثير گذاری روی بقيه است. همچنين، يک مدير خوب بايد نقش هماهمنگ کننده رو در تيمی بازی کنه که خودش ساخته. نتيجتا، يک مدير موفق، اول بايد بتونه در هر زمينه خاص، تيم متخصص که کاربلد باشن رو بتونه سر هم کنه، ازشون کار بگيره، و با بالانس کردن نيروهی تخصصی بهترين نتيجه فنی برسه.