مديريت استراتژيک
مديريت استراتژيک به سه بخش کاملا مجزا تقسيم ميشه. بطور کلی، استراتژی شرکت ها سه زمينه رو دنبال ميکنن
:
بالاترين رده بازار از لحاظ کيفيت
بالاترين رده بازار از لحاظ کيفيت
. بالاترين رده بازار از لحاظ پايين بودن قيمت
بهترين سرويس به مشتری
بعنوان مثال، استارباکس هميشه رو کيفيت رقابت ميکنه. شما هر استارباکس هر کجا در دنيا برين، ميتوين انتظار داشته باشين که
کيفيت قهوه اي که سفارش ميدين، يا حتی ساندويچ دقيقا يکی باشه. اين دارايی استراتژيک استارباکس است که تونسته سيستمی رو پديد بياره که کيفيت محصولی که به خورد ملت ميده، د رهمه جا يکسان باشه
.
از اوطرف، وال مارت، که الان بزرگترين شرکت آمريکا شده، فقط رو کمترين قيمت رقابت ميکنه. وال مارت هرجا باشه، قيمت هاش از تمام رقباش که همون اجناس رو ارائه ميکنن کمتره. وال مارت با صدها ميليون دلار سرمايه گذاری رو سيستم انبارداری، سفارش دهی و حمل و نقل تونسته قيمت تمام شده اجناسی که به مردم ميفروشه رو طوری بياره پايين که کمتر کسی ميتونه باهاش رقابت کنه
از اوطرف، وال مارت، که الان بزرگترين شرکت آمريکا شده، فقط رو کمترين قيمت رقابت ميکنه. وال مارت هرجا باشه، قيمت هاش از تمام رقباش که همون اجناس رو ارائه ميکنن کمتره. وال مارت با صدها ميليون دلار سرمايه گذاری رو سيستم انبارداری، سفارش دهی و حمل و نقل تونسته قيمت تمام شده اجناسی که به مردم ميفروشه رو طوری بياره پايين که کمتر کسی ميتونه باهاش رقابت کنه
.
و نمونه آخرين کمپانی دل است. دل تقريبا هيچ چی خودش نميسازه. کاری که دل ميکنه، اينه که از بقيه ميخره، با يک آرم دل سر هم ميکنه و به خلق الله ميفروشه. يعنی دل مصداق بارز کمپانی است که نون اسمشو ميخوره. منتها دل در طی ساليان دو تا کار کردن. اولا سيستم اينکه شما هر جور که دلتون بخواد محصولات دل رو طبق دلخواه خودتون ميتونين تنظيم کنين، و همون هم درب منزل به شما تحويل داده ميشه!! خوب اين انتخاب در مورد رقبای دل نيست. مثلا شما نميتونين راحت به آی بی ام بگين که کامپيوتر فلانجور ميخوام. بايد از همون ها که هست انتخاب کنين. نتيجتا دل تونسته مشتری های بسيار خوبی داشته باشه. دل هم مثل وال مارت در طی چند سال صد ها ميليون دلار سرمايه گذاری کرد تا سيستم توليدش رو طوری برنامه ريزی کنه، که حتی توليد يک کامپوتر يا لپتاپ خاص هم مقرون به صرفه باشه. همينطور، دل شبکه پيچيده اي از حمل و نقل و سيستم عرضه و تقاضا برای مواد اوليه درست کرده که کمترين هزينه اضافی رو داشته باشه. کار بعدی دل، ارائه بهترين خدمات پس از فروشه. همين سيستم ها هست که به صورت دارائی های استراتژيک دل، تمام اون ثروت رو گارانتی ميکنه
و نمونه آخرين کمپانی دل است. دل تقريبا هيچ چی خودش نميسازه. کاری که دل ميکنه، اينه که از بقيه ميخره، با يک آرم دل سر هم ميکنه و به خلق الله ميفروشه. يعنی دل مصداق بارز کمپانی است که نون اسمشو ميخوره. منتها دل در طی ساليان دو تا کار کردن. اولا سيستم اينکه شما هر جور که دلتون بخواد محصولات دل رو طبق دلخواه خودتون ميتونين تنظيم کنين، و همون هم درب منزل به شما تحويل داده ميشه!! خوب اين انتخاب در مورد رقبای دل نيست. مثلا شما نميتونين راحت به آی بی ام بگين که کامپيوتر فلانجور ميخوام. بايد از همون ها که هست انتخاب کنين. نتيجتا دل تونسته مشتری های بسيار خوبی داشته باشه. دل هم مثل وال مارت در طی چند سال صد ها ميليون دلار سرمايه گذاری کرد تا سيستم توليدش رو طوری برنامه ريزی کنه، که حتی توليد يک کامپوتر يا لپتاپ خاص هم مقرون به صرفه باشه. همينطور، دل شبکه پيچيده اي از حمل و نقل و سيستم عرضه و تقاضا برای مواد اوليه درست کرده که کمترين هزينه اضافی رو داشته باشه. کار بعدی دل، ارائه بهترين خدمات پس از فروشه. همين سيستم ها هست که به صورت دارائی های استراتژيک دل، تمام اون ثروت رو گارانتی ميکنه
